شهریار کوچولو
شهریار کوچولو
«برام یه گوسفند بکش...»
دستهای از کتابها هستند که ادعای آوردن حرفی یکسر نو ندارند، اما بستری (context) خلق میکنند که ذهن درونش فرصت نفس کشیدن و بازنگری خویشتن را مییابد؛ یادآور تجربههای زیستهٔ آدمی میشوند و چشمها را میشویند تا جور دیگری ببیند.
نمیخواهم صرفاً دربارهٔ خود داستان «شازده کوچولو» بنویسم، بلکه میخواهم از تجربهٔ متفاوتی بگویم که هنگام شنیدن نسخهٔ صوتی آن برایم رقم خورد: تجربهٔ همنشینی با یک شاه، یک خودپسند، یک میخواره که مینوشید تا فراموش کند شرمساریِ می نوشیدن را، یک تجارتپیشه، یک فانوسبان، یک جغرافیدان، روباه، گل سرخ و کشف دنیا از زاویهٔ نگاه کودکانه؛ نگاهی که پدیدهها را آنگونه که هستند میدید، نه آنگونه که باید باشند.
اولین بار در اپلیکیشن طاقچه کتاب صوتیاش را شنیدم. اجرای چندصدایی گویندگان و فضاسازی بسیار گیرا بود و فراتر از یک روخوانی ساده پیش میرفت. شنیدن آن بارها مرا به درون ماجرا کشاند.
بعدتر با نسخهای کامل و دلنشین با صدای محمد حجازی آشنا شدم که بخش «بازگشت شازده پسر» را هم در ادامه داشت. میتوانید این روایت شنیدنی را در کستباکس بشنوید. این اثر از آن کتابهایی است که وقتی همراه با دوستی همدل شنیده شود، طعم زیستن را دلنشینتر میکند.
گسترهٔ بستری که آنتوان دو سنتاگزوپری خلق کرده چنان وسیع است که در برنامههای مختلف بازتاب یافته است؛ از جمله تاملات مجتبی شکوری در برنامهٔ کتابباز و این اپیزود پادکست که به زیبایی از سیر و سفر درونی انسان و مراحل رشد روانی سخن میگوید.
جملاتی از شهریار کوچولو
- «ارزش گل تو به اندازهٔ عمری است که برایش صرف کردهای. تو تا ابد مسئول گلت هستی.»
- «چیزهای مهم زندگی را با چشم سر نمیشود دید؛ فقط با چشم دل میتوان دید.»
- «بدون آدمها احساس تنهایی میکنی، و در میان آدمها هم احساس تنهایی میکنی.»
- «شهریار کوچولو تودلبرو بود، میخندید و دلش یک بره میخواست؛ و این خود دلیلی روشن برای وجود داشتن است.»
- «خودت را محاکمه کن؛ این کار بسیار سختتر از محاکمهٔ دیگران است. اگر توانستی دربارهٔ خودت عادلانه قضاوت کنی، فرزانهای تمامعیار هستی.»
- «آدمها ریشه ندارند، باد آنها را به اینسو و آنسو میبرد؛ این بیریشگی اسباب دردسرشان است.»
- «هیچوقت نباید تنها به حرف گلها گوش سپرد؛ باید بویشان کرد و از حضورشان لذت برد.»
- «روباه گفت: اهلی کردن یعنی ایجاد پیوند دوطرفه؛ تا پیش از آن برای هم غریبهایم، اما وقتی اهلی شدیم، در تمام جهان برای یکدیگر یگانه میشویم.»


