Skip to main content

اپیزود یازدهم پادکست رواق (تو نیز شیهه بکش گاهی)

اپیزود یازدهم پادکست رواق: تو نیز شیهه بکش گاهی (سودای سرمایه عمر)

در ادامهٔ جستار پادکست رواق، در این نوشته خلاصه‌ای از اپیزود یازدهم با روایت فرزین رنجبر را مرور می‌کنیم. نسخه ویرگول این مطلب نیز در دسترس است.

با سرمایهٔ عمر چه سودایی باید کرد که بیارزد؟ در این اپیزود، به بررسی ویژگی‌های یگانهٔ این دارایی بی‌بدیل و مختصات یک «نسخهٔ اگزیستانسیال» برای زیستن می‌پردازیم.


ویژگی‌های سرمایهٔ عمر

۱. نزولی بودن ذاتی: این سرمایه اندک‌اندک زیاد نمی‌شود؛ بلکه به تمامی به ما داده شده و هر روز ذره‌ای از آن کم می‌شود (مانند قالبی یخ در آفتاب). ۲. پس‌اندازناپذیری: زمان را نمی‌توان ذخیره کرد؛ تنها می‌توان خرجش کرد. ۳. واحد مبادله: واحد واقعی عمر «روز» است؛ تمام معاملات بشر (خرید کالا، کسب موقعیت و مدارج اجتماعی) در حقیقت با خرج کردن روزهای عمر پرداخت می‌شوند.

«چیزی ارزشمندتر از خودِ وجود نداریم.»


یادگیری از زیست اصیل نیاکان کوچ‌نشین

در جوامع کهن پیش از کشاورزی و یکجانشینی، زندگی به گوهر اگزیستانسیال نزدیک‌تر بود؛ زیرا:

  • دغدغهٔ «شدن» و کسب منزلت‌های موهوم ماهوی کمتر بود و بیشتر بر تجربهٔ ناب «بودن» تمرکز داشتند.
  • فردا و آینده مفهومی صلب نداشت؛ میوه از درخت چیده می‌شد و امکان انبار کردن برای فردا نبود.
  • پیوندی بی‌واسطه و صمیمانه با مظاهر اصیل هستی (گیاهان، خاک، رود و حیوانات) برقرار بود.

رویای گریز از مدرنیته و پناه بردن به طبیعت و جنگل، همان ندای یوسف درون ماست که از قعر چاه زندگی روزمره فریاد می‌زند: «می‌خواهم زندگی را حقیقتاً زندگی کنم».


دو رکن اساسی نسخهٔ اگزیستانسیال شخصی

۱. سرمایه‌گذاری روی سلامت تن و روان: شوپنهاور در کتاب در باب حکمت زندگی یادآور می‌شود که سلامت جسمانی شرط لازم شادکامی است. تن سالم مجال لذت بردن از کوهنوردی، راه‌پیمایی و لمس طبیعت را در واپسین دهه‌های عمر به ما ارزانی می‌دارد. ۲. ارج نهادن به مظاهر اصیل وجود: لذت بردن از کوچک‌ترین پدیده‌ها؛ هم‌کلامی با جهان اطراف و گشودگی در برابر هستی.

تو در مسافت بارانی... من و تو آخورمان مرگ است؛
از این درشکه بیا پایین، تو نیز شیهه بکش گاهی!
آهای بینی سربالا! که زندگی دو سه نخ کام است و عمر سرفه‌ای کوتاه...
— حسین صفا


قسمت‌های دیگر

اپیزود یازدهم رواق