در باب یادگیرنده مادامالعمر (Lifelong Learner)
در باب یادگیرنده مادامالعمر (Lifelong Learner)
چکیده
هدف از این یادداشت، تعمق در معنای «تمرکز در یادگیری» و پیوند آن با «اثر مرکب» است؛ همراه با معرفی چارچوبها و منابعی برای کسانی که میخواهند فرآیند توسعهٔ فردی خود را عمیقتر، متمرکزتر و اثرگذارتر پیش ببرند.
مقدمه
پیش از نگارش این متن دربارهٔ «یادگیرندهٔ مادامالعمر» (Lifelong Learner)، جستجویی در منابع وب فارسی و انگلیسی انجام دادم. در کمال شگفتی، عموم مقالات از برشمردن مزایا و دلایل فایدهمندی یادگیری برای ارتقای شغلی یا سلامت مغز آغاز کرده بودند! برایم عجیب بود که مگر یادگیرنده بودن، نیازمند اثبات توجیه و فایده است؟
موضوعاتی در زندگی وجود دارند که دریافت آنها منوط به تجربهٔ اولشخص است. کیفیت و حس حضور در کوهپیمایی را نمیتوان صرفاً با چند پاراگراف به دیگری منتقل کرد؛ زیرا در دنیای درونی فرد رخدادی جاری است که با کلمات خام انتقالپذیر نیست.
میل به رشد، کنجکاوی و یادگیری نیز از همین سنخ است. کسی که این شور درونی را نچشیده باشد، با استدلال و فایدهسنجی به یادگیرندهای مادامالعمر بدل نخواهد شد؛ و برای کسی که از درون مشتاق است، اقامهٔ برهان نامربوط مینماید. در یادگیرنده بودن آن هم از نوع مادامالعمر، هیجانهای زودگذر هرگز پایدار نخواهند بود.
بسترسازی: اثر مرکب در برابر انباشت سطحی
در مسیری که در سال ۱۴۰۱ پیمودم، یادگیری سهمی اساسی داشت. در بازنگری کیفی و کمی آموختههایم دریافتم مفیدترین دانشی که در زیست روزمرهام جاری شد، زمانی شکل گرفت که بر یک محور مشخص تمرکز (Focus) داشتم و به عمق رفتم.
برای مثال، شنیدن ۱۰ اپیزود پراکنده از ۱۰ پادکست گوناگون، تاثیری بنیادین با شنیدن ۵۰ اپیزود به همپیوسته از یک پادکست منسجم (مانند رواق) دارد. فهم، تسلط و پیوند مفاهیمی که در شنیدنِ پیوسته پدید میآید، در افقی دیگر سیر میکند.
علت این تفاوت در تمایز میان جمعشدن خطی و ترکیبشدن مرکب است. در مواجهه با قطعات پراکنده، به دلیل کارکرد منحنی فراموشی، محتوای اندکی رسوب میکند. اما در محتوای متمرکز، هر بخش جدید تداعیگر و تحکیمکنندهٔ بخشهای پیشین است. این حلقه بازخورد (در ادبیات تفکر سیستمی و پویاییشناسی سیستمها) اثری مرکب میآفریند؛ دانشی که ضرب میشود، نه صرفاً جمع.
راهبردهای عملی یادگیری عمیق
برای بهرهگیری از این اثر مرکب و گریز از پراکندهخوانی، سه تصمیم مشخص گرفتم:
۱. آموختنِ «یادگیریِ یادگیری»
در سالهای نخست دانشگاه، دورهٔ یادگیری یادگیری (Learning How to Learn) را در Coursera گذراندم. پس از آن کوشیدم این مفهوم را از دریچهٔ منابعی چون متمم پیگیری کنم. در صفحهٔ استاد یادگیری این نقشهٔ راه را با جزئیات آوردهام.
۲. بهرهگیری از منابع دارای نقشهٔ راه منسجم
- متمم: درسهای متمم با رویکرد نقشهمحور، تمرکز بر مفاهیم بنیادین و ساختار چندسطحی، الگویی کمنظیر از انسجام آموزشی هستند.
- بیشتر از یک نفر: رویکرد کاربردی و تلفیق آن با مفاهیم علوم اعصاب، ساختار یادگیری منظمی پیش روی مخاطب میگذارد.
۳. پایان دادن به پراکندهشنوی در پادکستها
به جای دنبال کردن لحظهای اپیزودهای تازه در کانالهای مختلف، تنها مجموعههایی را برمیگزینم که دارای دورهای کامل و انسجام موضوعی باشند (مشابه شیوهٔ مطالعهٔ کتاب که ذهن را برای مدتی معین در یک اتمسفر فکری نگاه میدارد).
نتیجهگیری
برای خود مسیرهای یادگیری عمیق و متصل بسازید. در بمباران اطلاعاتی شبکههای اجتماعی (تلگرام و توییتر)، اثر مرکب شکل نمیگیرد؛ انباشت خرد نیازمند کنشگری فعالانه، گلچین کردن مراجع معتبر و ماندن در عمق است.