Skip to main content

اپیزود هفتم پادکست رواق (سنگر انکار)

اپیزود هفتم پادکست رواق: سنگر انکار و توهم استثنا بودن

در ادامهٔ جستار پادکست رواق، در این نوشته خلاصه‌ای از اپیزود هفتم با روایت فرزین رنجبر را مرور می‌کنیم. نسخه ویرگول این مطلب نیز در دسترس است.

در این اپیزود به بررسی سازوکار دفاعی انکار مرگ، روان‌نژندی ناشی از آن و چگونگی فروریختن سنگر خوداستثناپنداری پرداخته می‌شود.


روان‌نژندی به عنوان پرهیز از هستی

تعریف اگزیستانسیال روان‌نژندی (Neurosis) عمیق و تامل‌برانگیز است: روان‌نژندی، راهی برای پرهیز از نیستی از طریق پرهیز از هستی است.

فرد برای اینکه با اضطراب سهمگین پایان‌پذیری و فنا روبه‌رو نشود، زندگی و سرزندگی را پس می‌زند، به کنجی امن پناه می‌برد و از چشیدن لذت‌های ناب پرهیز می‌کند؛ تا مبادا از دست دادنِ آن‌ها رنجش دهد.

سازوکارهای دفاعی هرچند در کوتاه‌مدت اضطراب را تسکین می‌دهند، اما سد راه رشد فردی می‌شوند و انسان را از اصیل زیستن بازمی‌دارند.


خوداستثناپنداری در میدان آزمون واقعیت

خوداستثناپنداری باور ناخودآگاهی است که به ما می‌گوید: «مرگ تقدیری همگانی است، اما شامل من نمی‌شود.» نمونه‌های بالینی یالوم این سازوکار را آشکار می‌کنند:

  • مایک و پرکاری وسواس‌گونه: با رفتارهای قهرمانانه و همه‌فن‌حریفی در پی تسلط بر همه چیز بود تا مرگ را پس بزند؛ اما هنگامی که بیماری سخت فرا رسید، دریافت که او نیز مانند دیگران در برابر قانون فناپذیری بی‌پناه است.
  • سام و پناه بردن به حامیان بیرونی: نیازمند اتکای مداوم به دیگران برای انکار تنهایی و فناپذیری.

هنگامی که این توهم فرو می‌ریزد، نخستین واکنش فرد حس خیانت و خشم است: «اگر می‌دانستم استثنا نیستم، جور دیگری زندگی می‌کردم؛ جام هستی را تا انتها می‌نوشیدم و به خاطر ترس، فرصت زیستن را هدر نمی‌دادم.»

اصیل زیستن تنها زمانی آغاز می‌شود که سنگر انکار و فریب فروبریزد و انسان حقیقت عریان فانی بودن خویش را با شجاعت در آغوش کشد.


قسمت‌های دیگر

اپیزود هفتم رواق