اپیزود شانزدهم پادکست رواق (قلم در دست توست)
اپیزود شانزدهم پادکست رواق: قلم در دست توست (آغاز دلواپسی آزادی)
در ادامهٔ جستار پادکست رواق، در این نوشته خلاصهای از اپیزود شانزدهم با روایت فرزین رنجبر را مرور میکنیم. نسخه ویرگول این مطلب نیز در دسترس است.
این اپیزود مدخل ورود به دومین رانهٔ اگزیستانسیال یعنی آزادی است؛ معنای «قلمبهدست بودن» و موقعیت خطیر انسان به عنوان خالق و مؤلف جهان برساختهٔ خویش.
آزادی اگزیستانسیال و مفهوم تألیف جهان
آزادی در رواندرمانی وجودی به معنای آزادیهای سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه سائقی درونی است که ریشه در فقدان ساختار بیرونی مقدر دارد. به بیان ژان پل سارتر:
انسان نه تنها مسئول اعمال خویش، بلکه مؤلف و سازندهٔ تمام ادراک خود از جهان است.
مارتین هایدگر انسان را در میانهٔ دو تلقی میداند: از سویی ذرهای کوچک در کهکشانهای لایتناهی، و از سوی دیگر یگانه موجودی که قلم آفرینش جهان معناییاش در دستان اوست و مسئولیت تام آن بر دوشش سنگینی میکند.
«آزادی بینهایت، مسئولیت بینهایت میآورد.»
گریز از آزادی از طریق هنجارها و بهانهها
بشر در طول تاریخ با برساختن رسوم صلب، تعارفات دستوپاگیر و قوانین خشک تلاش کرده است بار سنگین آزادی را از دوش خود بردارد؛ چرا که پذیرش حجم آزادی به معنای پذیرش عواقب تکتک شکستها و انتخابهاست.
نمودهای روزمرهٔ این گریز در رفتارهای تعارفی ما آشکار است:
- قرار رفتن به کوه و در دل آرزو کردن برای لغو شدن آن!
- زنگ زدن به کسی و در دل تمنا کردن اینکه تلفن را برندارد!
- آرزو کردن برای اینکه موانعی بیرونی پیش آید تا خود ناگزیر به تصمیمگیری صریح و پرداخت هزینه نباشیم.
تنها زمانی که با شجاعت بپذیریم در هر لحظه توان انتخاب داریم، درمییابیم که پیش از این نیز آزاد بودهایم؛ و قلم نگارش داستان زندگی هرگز از دستان ما خارج نبوده است.
قسمتهای دیگر
- جستاری در باب پادکست رواق (مدخل اصلی)
- اپیزود اول و دوم: رواندرمانی اگزیستانسیال و ترسهای وجودی
- اپیزود چهاردهم: دوگانه ابدی
- اپیزود پانزدهم: ممکنها، غیرممکنها
- اپیزود هجدهم: آزادی از قفس پرید
- فهرست کامل اپیزودها
